چهارشنبه 29 شهریور 96(جشن شکوفه ها)
دخترم! زیبای من! دیروز اولین روز مدرسه و جشن شکوفه هابود. چقدر این روزا استرس دارم. تا مدت ها استرس انتخاب مدرسه ت رو داشتم و هنوز هم درگیرم. استرس دوری راه و سرویس و تمام خیلی چیزای دیگه تمام اعصاب بدنم رو درگیر کرده. شاید شروع مدرسه و روتین شدن امور کمی آرومم کنه. چقدر خسته ام و تمام سعیم رو می کنم که خودم رو سرپا نگه دارم. شور شوقت در مدرسه کمی آرومم کرده ولی هنوز درگیرم. انگار زمان دوباره داره تکرار میشه و قراره تو رو مهد بزارم . دوباره چون گذشته استرس وجودم رو گرفته. صبح روز جشن با خوشحالی بیدار شدی. داداشی رو تحویل مهد دادیم و صبحانه رو رفتیم اداره من. بعد صبحانه لباس هایت رو تنت کردم و مثل فرشته ها شدی. چقدر از دیدنت لذ...






